بابام با چکش به جاي ميخ زده به دستم از درد
دو متر رفتم آسمون اومدم پايين ...
تازه ميپرسه خورد به دستت؟
نه پس ياد گل خداداد عزيزي به استراليا افتادم، ديگه نتونستم خودمو کنترل
کنم، عجب گلي بود عجب گلي!!!
***************************************************
یارو واسه سرشماری اومده
میپرسه: توی خونه اینترنت دارین؟
میگم بله! ...
بعد دوباره میپرسه: توی خونه کامپیوتر هم
دارین؟
نه پس با جاروبرقی میریم توی اینترنت!
*****************************************************
پارتي بوديم ... ملت اون وسط داشتن دستارو
تکون ميدادن.....
رفيقم ميگه دارن ميرقصن!؟
نه پس اينجا گير افتادن! دارن براي هليکوپتر امداد دست تکون ميدن تا
نجاتشون بده!!
***********************************************************
يارو با موتور زده بهم ....خوردم زمين سرم شکسته داره خون
مياد اومده ميگه سرت داره خون مياد؟
نه پس من
خودنويسم جوهرم پس داده!!
***********************************************************
تو خيابون با دوستم داشتم راه مي رفتم، يارو
موتوريه گوشيمو از دستم قاپيد
دوستم گفت گوشيتو دزديد؟ گفتم نه پس برد سيستم عاملشو آپديت کنه فردا مياره!
*******************************************************
به داداشم ميگم سر رات داري مياي يه ليوان ابم بيار
بهم ميگه تشنته ميگم: نه پس، من آن گلبرگ مغرورم که مي ميرم ز بي آبي/ ولي با منت و خواري پي شبنم
نمي گردم!!!
****************************************************
رفتم مرغ فروشي به فروشنده ميگم بال دارين،
ميگه بال مرغ؟ نه پس بال هواپيما، چندتا کوچه
پايين تر سقوط کرديم ميخوام درستش کنم!
*********************************************************
دختره داره غرق ميشه ميگم دستتو بده به من
ميگه مي خواي نجاتم بدي؟!
نه پس ميخوام واست لاک بزنم!
********************************************************
زنگ زدم عکاسي نوبت بگيرم واسه عکس گرفتن ، دختره گوشي رو
برداشته ، ميگم ببخشيد خانم امروز وقت خالي کي داريد ؟ ميگه واسه عکس گرفتن ؟ نه پس واسه اينکه با
خونواده خدمت برسيم !!! بعد ميخنده ميگه 6 وقت داريم . بهش ميگم قبل از 6 هم کسي
نوبت داره ؟ ميگه نه پس
امروز رو کلا واسه شوهر آيندم خالي کردم!!
*******************************************************
به بابام ميگم
تلويزيونو بزن کانال دو ... ميگه روشنش کنم ؟
نه پس تو بزن دو ... من هُل ميدم روشن شه ....
********************************************************
دارم به خواهر زادم ديکته ميگم ... رسيده آخر خط ميگه دايي
برم سر خط ؟!
نه پس بقيشو
رو فرش بنويس !